خواجه نظام الملك الطوسي
215
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
و اصيل و پارسا بودى و اگر انقباض كردى و قبول و اجابت نكردى بكره و به زور در گردن او كردندى ، لاجرم مال ضايع نشدى و رعايا آسوده بودى و مقطع نيكونام و بىگزند زيستى « 1 » و پادشاه دلفارغ و تنآسان روزگار گذاشتى . 2 - و امروز اين تمييز برخاسته است ، اگر جهودى به عمل و بكدخدايى تركان آيد تركان را مىشايد و اگر گبرى آيد مىشايد و اگر رافضى و خارجى و قرمطى مىآيد مىشايد . غفلت بر ايشان مستولى گشته است . نه بر دين حميتشان هست و نه بر مال شفقت و نه بر رعايا رحمت . دولت بكمال رسيده است و بنده از چشم بد مىترسد ، نمىداند كه اين كار بكجا خواهد رسيد ، كه در روزگار محمود و مسعود و طغرل و الپ ارسلان هيچ گبرى و ترسايى و رافضيى را زهرهء آن نبودى كه بر صحرا آمدندى و يا پيش تركى شدندى ، و كدخدايان تركان همه متصرفپيشگان خراسان بودند - و دبيران خراسانى حنفى « 2 » مذهب يا شافعىمذهب پاكيزه باشند - نه دبيران و عاملان بدمذهب عراق بخويشتن راه دادندى و تركان نه هرگز روا داشتندى [ 94 b ] و يا رخصت دادندى كه ايشان را شغل فرمايند ، گفتندى « اينان هممذهب ديلماناند و هواخواه ايشان . چون پاى سخت كنند كار بر تركان بزيان آرند و مسلمانان را رنجها رسانند . دشمن همان به كه در ميان ما نباشد . » لاجرم بىآفت مىزيستند . و اكنون كار بجايگاهى رسيده است كه درگاه و ديوان از ايشان بسيار شده است و در دنبال هر تركى دويست از ايشان مىدوند و در آن تدبيراند كه يك خراسانى را بر اين درگاه و ديوان نگذارند كه بگذرد و يا نانى يابد . و تركان از فساد ايشان آنگاه آگه شوند و سخن بنده بيادشان آيد كه ديوان از دبيران و متصرفان
--> ( 1 ) - و بىكزند زيستى N - : PC ( 2 ) - حنفى PC : حنيفى N